محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2871
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« خدايت از قصيم نجات دهد « و از ابو حرد به بدكار « و غويث فاتح لنگه هاى بار « و مالك و شمشير زهر آگين او » گويد : سعيد بن عثمان به خراسان رسيد و از نهر عبور كرد و به سمرقند رفت كه مردم صغد به مقابلهء وى آمدند و يك روز تا شب مقابل هم بودند ، آنگاه بىجنگ بازگشتند و مالك بن ريب در مذمت سعيد شعرى گفت به اين مضمون : « بر در صغد از ترس چنان مىلرزيدى « كه بيم داشتم نصرانى شوى « عثمان وقتى برفت ، تا آنجا كه دانم . « بجز نسل خويش چيزى نداشت « اما اگر بنى حرب نبودند « خونهاى شما هدر شده بود » گويد : روز بعد سعيد به مقابلهء صغديان رفت و آنها نيز بيامدند كه بجنگيد و هزيمتشان كرد و در شهرشان محاصره شان كردند كه به صلح آمدند و پنجاه نوجوان از ابناى بزرگان خويش به دو گروگان دادند كه پيش وى باشند . گويد : آنگاه از نهر گذشت و در ترمذ اقامت گرفت . گويد : سعيد به قرار وفا نكرد و جوانان گروگان را با خود به مدينه آورد . گويد : وقتى سعيد به خراسان آمد ، اسلم بن زرعهء كلابى از جانب عبيد الله ابن زياد آنجا بود و همچنان آنجا ببود تا عبيد الله بن زياد فرمان دوم او را به ولايتدارى خراسان نوشت و چون نامهء عبيد الله به اسلم رسيد شبانه پيش سعيد بن عثمان رفت كه كنيز وى پسرى بينداخت . سعيد مىگفت : « به عوض وى يكى از بنى حرب را مىكشم » و چون پيش معاويه آمد از اسلم شكايت كرد و قيسيان خشم آوردند .